عوامل موفقيت در پروژه


چکيده
در هر موقعيتي چنين انديشيده‌ام که مشکلات پيمانکار، مشاور يا طرف مقابلم، مشکلات من نيز هست و همواره کوشيده‌ام مشکلات آن‌ها را درک کنم؛ چرا که باور دارم اگر براي حل مشکلات آن‌ها گامي برداشته شود، آن‌ها نيز متقابلاً مي‌کوشند کار خود را به ‌درستي انجام دهند.
اين سخن بدان معنا نيست که مشکلات پيمانکار يا مشاور را بايد کسي غير از خودشان و از بيرون حل کند, اما اميدوارم که رويکرد همکاري و همياري دو سويه در حل معضلات رواج يابد. از سوي ديگر، مشاوران و سازندگان داخلي نيز بايد به آن ميزان از بلوغ برسند که مشکلات خاص خودشان را به کارفرما منتقل نکنند و تنها مشکلاتي را که در پروژه‌هاي مشترک براي‌شان پيش مي‌آيد، در ميان گذراند تا با همکاري دوسويه حل شود. اين همان وضعيت برد‌ـ‌ برد است که نبايد تنها کارفرما منتفع شود و پيمانکار زيان کند. در حقيقت، همدلي و حل مشکلات آن‌ها، کمک به کل کار است.
پروژة متانول نسبت به پروژه‌هاي ديگر موفق‌تر بوده و زودتر به بهره‌برداري رسيده است. چه‌بسا اين موفقيت به دليل توجه به بخش‌هاي مهندسي و تأمين و حل ‌مشکلات پيمانکار اجرا بوده است. در جريان انجام کار، همواره خوراک پيمانکار اجرا, از جمله نقشه‌هاي اجرايي و مواد مورد نيازش را به‌ موقع تأمين مي‌کرديم و راهکارهايي به او ارائه مي‌داديم تا از نحوة انجام صحيح کار آگاه شود و بازده‌اش افزايش يابد.هرگاه کارفرما احساس کند که نياز است کاري صورت دهد تا پيمانکار بر بازده نيروهايش بيفزايد، بايد اين کار انجام شود. مثلاً, يکي از فعاليت‌هاي قسمت برنامه‌ريزي ما اين بود که هر ماه، بازده و کارآيي کارکنان پيمانکار را به آن‌ها اعلام مي‌کرد. اين موضوع دست‌کم براي آگاهي خودشان مؤثر بود و به آن‌ها در زمينه‌هاي مختلف کمک مي‌کرد.

آموخته¬ها
• ايجاد روحيه برد- برد بين کارفرما و پيمانکار و مشاور که منجر به کاهش مشکلات گرديد.
• توجه خاص به بخش هاي مهندسي و تامين باعث بهره برداري زودتر پروژه مي گردد
• حل مشکلات پيمان کار اجرايي باعث تسريع در کار پروژه مي گردد
پيشنهادها
ايجاد روحيه همکاري سازنده و تعامل مثبت بين کارفرما و پيمان کار و توسعه فرهنگ تعامل با رويکرد برد – برد





در مورد این آموخته بحث کنيد

شرح نظر و بازخور

 

سازمان هاي حامي و پشتيبان